الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
399
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
جبرئيل براق را آورد و گفت : سوار شو ، من هم سوار شدم و حركت كردم تا به بيت المقدس رسيدم . سپس حديث ادامه دارد تا آنجا كه مىگويد : سپس جبرئيل مرا گرفت و به بالاى صخره برد و در آنجا نشانيد . سپس نردبانى به سوى آسمان ديدم كه تا آن موقع به خوبى و زيبايى آن نديده بودم . پس به آسمان دنيا صعود كردم و عجايب و ملكوت آن را ديدم . . . سپس جبرئيل به ترتيب مرا به آسمان دوم ، سوم ، چهارم ، پنجم ، ششم و هفتم برد . . . سپس از آنان هم گذشتيم و به سوى اعلى علييّن بالا رفتيم و آن را توصيف كرد تا جايى كه فرمود : سپس پروردگارم با من سخن گفت و من هم با او سخن گفتم و بهشت و جهنم و عرش و سدرة المنتهى را ديدم . ( 1 ) سپس به مكه بازگشتم و هنگامى كه آن شب را صبح كردم ، اين حادثه را براى مردم گفتم ، اما ابو جهل و مشركان مرا تكذيب كردند و مطعم بن عدى گفت : آيا گمان مىكنى كه مسير دوماهه را در يك ساعت پيمودى ؟ ! شهادت مىدهم كه تو دروغ مىگويى ! سپس گفتند : ما را از آنچه ديدى باخبر كن فرمود : از كاروان بنى فلان گذشتم كه شترى را گم كرده بودند و به دنبال آن مىگشتند و در اثاثيهء آنها كوزهاى پر از آب بود كه از آن نوشيدم و به همان صورت اوّليه آن را پوشاندم . سپس از كاروان بنى فلان عبور كردم كه ماده شتر جوانى از آنها رم كرده بود و دستش شكسته بود . سپس گفتند : اطلاعات بيشترى از كاروان قريش به ما بده . فرمود : در تنعيم از كنار آن گذشتم كه يك شتر خاكسترى در پيشاپيش آن حركت مىكرد و دو بار پوشيده شده را حمل مىكرد و اين كاروان به هنگام طلوع خورشيد از راه مىرسد . ( 2 ) پس آنها به سرعت به سمت راه ورودى مكه رفتند در حالى كه مىگفتند : هرآينه محمد صلّى اللّه عليه و آله بين ما و خودش قضاوت آشكارى كرد و نشستند تا خورشيد طلوع كند و آنگاه محمد صلّى اللّه عليه و آله را تكذيب كنند . پس از مدتى يكى از آنها گفت : به خدا قسم كه خورشيد طلوع كرد و ديگرى گفت : به خدا قسم كه شترى نمايان شد كه خاكسترى رنگ است . آنها از پيشگويى پيامبر مبهوت و متعجب شدند ، اما ايمان نياوردند . « 1 » ( 3 ) محمد بن اسحاق از امّ هانى ، دختر ابو طالب - رضى الله عنها - روايت مىكند كه گفت : در شبى كه رسول الله صلّى اللّه عليه و آله به معراج رفت ، نماز عشا را در منزل من خواند و آن شب در منزل ما خوابيد و ما هم خوابيديم . كمى قبل از فجر رسول الله صلّى اللّه عليه و آله ما را از خواب بيدار كرد . پس از آن
--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 6 ، ص 609 - 610 .